UA-37604748-1
گوناگون

پادکست میثم احمدی(نوبهار)

نویسنده :خانم دالانی
با تشکر از پوریا

در آخرین روزهای سال
برای زمستانی نامه می نویسم
که سوز و سرمای هر سه ماهش می ارزد به لذت یک بار دیدن شکوفه ها!
زمستان جان سلام!
با این که من بزرگ شدم، مدرسه رفتم و درس خواندم
اما هنوز هم باورم نمی شود تو، به اعتبار نجوم و ریاضی است که زمستانی

میثم احمدی نوبهار
باتشکر فراوان اقای باقیخیلی قشنگ بود چند بار گوش کردمش

دریافت (دانلود) پادکست

تو برای من هنوز هم همان ننه سرمایی هستی که هر سال شب آخر پاییز، لنگ لنگ می آید
بقچه ی سرخ ترمه دوزش را کناری می گذارد
انار برایم دانه می کند
آجیل توی مشتم می ریزد
و هی شیرینی توی دهانم می گذارد
فال حافظ را می دهم دستش
لرز لرز انگشت می کشد روی شیار کتاب و چشم می بندد و به جان حافظ دعایی می کند و فال میزند:
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گِل باشی
میخندم می گویم حافظ بازی در آورده است ها!
شب اول زمستان را به نوبهار چه کار؟!
ننه سرما دست روی سرم می کشد و شیرین شیرین می خندد:
می گوید می آید…نو بهار هم می آید…صبر داشته باش!
آنقدر این دست روی سر کشیدن ننه خوش به دلم می نشیند که آرزو می کنم این شب از همیشه طولانی تر شود؛ و می شود.
صبح روز بعد هم، هنوز پلک باز نکرده می بینم
بافته ی موهاش را باز کرده ریخته روی شهر
همه جا سفید سفید…
سفید سفید هم که نه،
انگار عوض حنا، گرده ی طلا و نقره پاشیده باشند روی موهاش
من معتقدم آش رشته ی زمستان را دست با برکت ننه هم میزند که مزه اش با مزه ی همه ی آش های دنیا فرق دارد!

۰

درباره‌ی گوینده

میثم احمدی

۲ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید